من و تو.....همیشه !

هرچی دل بگه...

هیچکس

هیچکی رو نمیتونم به غیر تو دوس داشته باشم آخه مگه میشه اه لعنت به این زندگی آخه چیکارم کردی

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 17:51  توسط امیر  | 

من اگه نباشم

من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه

کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه

راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو

کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه

من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره

کی میاد دنبال تو تو رو به خورشید ببره

کی میگه حقا با همیشه با توئه

واسه ی خاطر تو جون میده پشت پنجره

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته

کی برات میمیره کی نمیشه خسته

کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش

کی اگه نباشی میگیره نفسهاش

من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته

کی برات میمیره کی نمیشه خسته

کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش

کی اگه نباشی میگیره نفسهاش

من اگه نباشم من اگه نباشم

من اگه نباشم من اگه نباشم

من نباشم کی تحمل میکنه کار تو رو

با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو

تو خودت داور میدون شو بگو

کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو

من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی

کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی

کی بیداره تا تو خوابت ببره

کی قایم میشه توی ابرا که تو راحت بتابی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391ساعت 22:57  توسط امیر  | 

دیدی رفتی

دیدی بی من داری میری دیدی قولاتو شکستی
دیدی راست گفتم عزیزم دیدی چشمامو نخواستی
دیدی حتی یه دقیقه نمی مونی دم رفتن
دیگه خسته شدم آخه بس که قلبمو شکستن
دیدی رفتی

دیدی می گفتم یه روز میری دیدی دوسم نداری
دیدی می گفتم من عاشقم ولی تو کم میاری
دیدی می گفتم یه روز میاد میری که برنگردی
تو که می خواستی بری چرا منو دیوونه کردی
چرا دوسم نداری ؟

دیدی اشکام روی گونه م می ریزه چیزی نگفتی
دیدی راحت اینو گفتی داری از چشام میفتی
دیدی چشم یه غریبه چه جوری دل تو رو برد
دیدی رفتی و یکی موند تو نبودنت کم آورد
دیدی رفتی
دیدی دلت جای من نبود دیدی ازم گذشتی
داره حالا باورم میشه منو دوسم نداشتی
دیدی چه آسون و بی هوا یهویی دل بریدی
دیدی دلم تیکه پاره شد آخه اینم ندیدی
دیگه دوسم نداری

دیدی می گفتم یه روز میری دیدی دوسم نداری
دیدی می گفتم من عاشقم ولی تو کم میاری
دیدی می گفتم یه روز میاد میری که برنگردی
تو که می خواستی بری چرا منو دیوونه کردی
چرا دوسم نداری ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 12:15  توسط امیر  | 

دنیا بی چشمات یه دروغه محضه

یادته همیشه بهم مگیفتی دنیا بدون من یه دروغ محضه حالا کجایی پس!!!!!!!!!

نباشی کل این دنیا

واسم قد یه تابوته
نبودت مثله کبریتو
دلم انباره باروته

نباشی روزه تاریکم
یه اقیانوسه آتیشه
تموم غصه ی دنیا تو
قلبم ته نشین میشه
دنــــــــیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه

دنیا رو بی تو
نمیخوام یه لحظه
دنیا بی چشمات
یه دروغه محضه


نباشی هر شبو هر روز
همش
حیرون و آوارم
با فکرت زنده میمونم
تا وقتی که نفس دارم
تا وقتی که نبودت تو یه روز کاری بده دستم
بمون تا آخره دنیا
بمونی تا تهش هستم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1391ساعت 11:26  توسط امیر  | 

هیچوقت برنمیگردی

گریه کن تو میتونی،پیش اون نمیمونی‏
اون دیگه رفته، بسه تمومش کن‏
گریه کن ته خط عشق تو دیگه رفته ،تو دل یکی دیگه نشسته ‏تمومش کن
چشم به راه نشین اینجا، میمونی دیگه تنها،گریه نکن دیگه اون ‏نمیاد خونه
دست بکش دیگه از اون طفلکی دل داغون، اون دیگه خوشه،فک ‏نکن حالتو میدونه
تنها میمونی، آخه اینو میدونی مثله اون پیدا نمیشه
اشکات میریزه آخه اون واست عزیزه توی قلبته همیشه‏
یادش میوفتی دلت آتیش میگیره،میگی کاش برگرده پیشت
راهی نداری تو باید طاقت بیاری، آخه میدونی نمیشه
گریه کن تو میتونی ، پیشه اون نمیمونی
اون دیگه رفته ، بسه تمومش کن‏

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 23:46  توسط امیر  | 

انتظار

شب به گلستان تنها منتظرت بودم
باده نا کامی در هجر تو پیمودم
منتظرت بودم منتظرت بودم
آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم
وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم
منتظرت بودم منتظرت بودم


بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه
ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه


غمها به سر آمد رنج غم دوران از دل بزدودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

پیش گلها شاد و شیدا می خرامید آن قامت موزونت
فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت

در آن عشق و جنون مفتون تو بودم
اکنون از دل من بشنو تو سرودم
منتظرت بودم منتظرت بودم

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391ساعت 22:26  توسط امیر  | 

من دیگه اون آدمی که میشناختی نیستم شدم یه آدم بی شرف خداچراتنهام گذاشتی توکه میدونستی طاقت دوریشوندارم بهت گفتم اگه به من نمیدی اونومن بمیرم دیدی چی بودم چی شدم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 0:29  توسط امیر  | 

برگرد عشقم

چه در دل من ، چه در سر تو
من از تو رسیدم به باور تو
تو بودی و من به گریه نشستم
برابر تو ، بخاطر تو
به گریه نشستم..
بگو چه کنم؟

با تو ... شوری در جان
بی تو ... جانی ویران
از این زخم پنهان ، میمیرم!
نامت در من باران
یادت در دل طوفان
با تو امشب پایان میگیرم !

نه بی تو سکوت ، نه بی تو سخن
به یاد تو بودم ، به یاد تو من
ببین غم تو رسیده به جان و دویده به تن
ببین غم تو رسیده به جانم ، بگو چه کنم؟

با تو ... شوری در جان
بی تو ... جانی ویران
از این زخم پنهان ، میمیرم!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1391ساعت 1:2  توسط امیر  | 

نوازش

چشمای بسته تورو با بوسه بازش می کنم
قلب شکسته تورو خودم نوازش می کنم
نمی ذارم تنگ غروب دلت بگیره از کسی
تا وقتی من کنارتم به هرچی می خوای می رسی
خودم بغل می گیرمت پر میشم از عطر تنت
کاشکی تو هم بفهمی که می میرم از نبودنت
خودم به جای تو شبا بهونه هاتو می شمرم
جای تو گریه می کنم جای تو غصه می خورم
هرچی که دوست داری بگو حرفای قلبتو بزن
دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من
من واسه داشتن تو قید یه دنیا رو زدم
کاشکی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391ساعت 11:19  توسط امیر  | 

حلالت کردم

عذاب وجدان نگیر، من حلالت کردم
برو و دستاشو بگیر، من حلالت کردم
تو خیانت کردی، من حلالت کردم
بهش عادت کردی، من حلالت کردم
من حلالت کردم، من حلالت کردم
دستات تو دستای اونه
خدا می‌دونه دارم می‌شم دیوونه
از دست این زمونه دلم خونه
قلبم شکسته خدا
چرا عشقم شد از من جدا
دارم می‌میرم من بی‌صدا

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 13:6  توسط امیر  | 

من وتو همیشه!!!!!!

سراغی از ما نگیری نپرسی که چه حالی ام
عیبی نداره میدونم باعث این جدایی ام
رفتم شاید که رفتنم فکرتو کمتر بکنه
نبودنم کنارتو حالتو بهتر بکنه
لج کردم با خودم آخه حست به من عالی نبود
احساس من فرق داشت باتو دوست داشتن خالی نبود
بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون
چشام خیره بنور چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته منو میکشه آروم
چه حالی دارم امشب بیاد تو زیر بارون
بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون
چشام خیره بنور چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته منو میکشه آروم
چه حالی داریم امشب بیاد تو من و بارون

باختن تو این بازی واسم از قبل مسلم شده بود
سخت شده بود تحملش عشقت به من کم شده بود
رفتم ولی قلبم هنوز هواتو داره شبو روز
من هنوزم عاشقتم به دل میگم بساز بسوز
رفتم ولی قلبم هنوز هواتو داره شبو روز
من هنوزم عاشقتم به دل میگم بساز بسوز
بازم دلم گرفته تو این نم نم بارون
چشام خیره بنور چراغ تو خیابون
خاطرات گذشته منو میکشه آروم
چه حالی داریم امشب بیاد تو من و بارون

برام خیلی جالبه تو این وبلاگو درست کردی و نوشتی من وتوهمیشه ولی توبودی که رفتی!!!!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1391ساعت 12:23  توسط امیر  | 

عیدت مبارک عشقم



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 21:55  توسط امیر  | 

جونم واست بگه

چقد میخواستم کنارم بودی این آهنگ زیبارو تقدیم به تو میکردم وای کاش برمیگشتی بهت میگفتم "شک نکن هنوزم شبیه سابقم"

افتاده نگاهت تو چشم عاشقم
شک نکن هنوزم شبیه سابقم
شک نکن هنوزم می لرزه زانوهام
وقتی که بخوام من کنارت راه بیام
این منم که مستم مست و خراب تو
دوست دارم بدونم چیه جواب تو
دوست دارم بدونم تو با من هستی یا
اشتباه گرفتم تورو با اون چشام
وقتی تو چشات زل زدم نشستم
حس می کنم تو  دنیای دیگه هستم
منم دوست ندارم کس دیگه رو ببینم
روی هر چشی چشامو بستم
جونم واست بگه بگه رک و راست
تورو می خوام یه جورای خاص
می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس
جونم واست بگه بگه رک و راست
تورو می خوام یه جورای خاص
می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس

افتاده نگاهت تو چشم عاشقم
شک نکن هنوزم شبیه سابقم
شک نکن هنوزم می لرزه زانوهام
وقتی که بخوام من کنارت راه بیام
جونم واست بگه بگه رک و راست
تورو می خوام یه جورای خاص
می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس
جونم واست بگه بگه رک و راست
تورو می خوام یه جورای خاص
می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس

اون کسی که هر روز دیدنش آرزومه
با وجود اینکه همیشه روبرومه
اون کسی که اسمش بغض تو گلومه
تو هستی بذار بگم من
تو هستی دیوونتم من

جونم واست بگه
جونم واست بگه...
بگه رک و راست
تورو می خوام یه جورای خاص
می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس
جونم واست بگه بگه رک و راست
تورو می خوام یه جورای خاص
می خوام بگم بذار بگم نشی بی احساس

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 12:50  توسط امیر  | 

تو چنگ ابرای بهار افتادم و در نمیام
چشمامو سرزنش نکن، از پسشون برنمیام

پیر شدم تو این قفس، یکم بهم نفس بده
رحم و مروتت کجاست، جوونیامو پس بده

فکر نمی کردم بذاریزار و زمینگیر بشم
فکر نمی کردم که یه روزاین جوری تحقیر بشم

اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود
حتی اگه سنگ بودی، دلت به رحم اومده بود

دلش نخواست و نمی خواد یه روز به حرفام برسه
شاید می خواد رقیب من به آرزوهام برسه

پسند من تو هستی که این همه بخت من سیاست
دلبر خودپسند من قله ی خوشبختی کجاست

ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری
این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری

تو فکرتم اما دلم
هی میگه فکرشم نکن
یه کم به فکر تو نبود
پس دیگه فکرشم نکن

فکر نمی کردم بذاریزار و زمینگیر بشم
فکر نمی کردم که یه روزاین جوری تحقیر بشم

اون همه که دلم برات به آب و آتیش زده بود
حتی اگه سنگ بودی، دلت به رحم اومده بود

بهت میگفتم که نری...
بهت میگفتم که نری...

ازت می خواستم بمونی، بهت می گفتم که نری

این روزا نیستی اما باز، به پات می افتم که نری


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 1:37  توسط امیر  | 

حراج

چقد این آهنگ حرف دل منه 

طعنه به طعنه میگن و خسته نمیشن آدما
با این همه زخم زبون مثل آتیشن آدما

عروسی تو با کیه که من خبردار شدم
کی اومد و چی گفت که من پیش چشات خوار شدم

روز عروسی تو و عزا گرفتنه منه
تو شادی و ببین که غم چه جور دلم رو میشکنه

خیال نمی کرد دلم که بی خیال من بشی
اما تو بی خیالی و محاله مالمن بشی

منتظرم نموندیتوازدواج کردی
آتیش زدی به هستیم عشق و حراج کردی

مرده ی خنده هاتو به خاک غم سپردی
رفتی و این قمارو از منساده بردی

روا نبود که این جوری از دل تو جا بمونم
روا نبود با این همه تنهاییتنها بمونم

حیف دلم که پیش تو مونده و به هیشکی دل نبست
حیف دله صبور من که عاشقت بوده و هست

روا نبود که این جوری از دل تو جا بمونم
روا نبود با این همه تنهاییتنها بمونم

حیف دلم که پیش تو مونده و به هیشکی دل نبست
حیف دله صبور من که عاشقت بوده و هست
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391ساعت 10:2  توسط امیر  | 

این گل تازه کشف شده عشقم هنوز اسم نداره به تو تقدیم میکنم چیکار کنم عاشقتم نمیتونم عشقمو ندیده بگیرمو فراموش کنم


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 22:14  توسط امیر  | 

یه نفر برای یکی از مطلب ها نظر گذاشته بود که چرا با خودش حرف نمیزنی نامشم مثل تو بود میخوام بهش بگم مگه گذاشت من حرف بزنم خواستم برای خودم نگهش دارم یک رو واسطه فرستادم ولی طوری باهاش حرف زد تا دوروز داشت گریه میکرد میگفت این دیگه کی بود خوب فیلمشو بازی کرد خیلی خوب .منو نمیخواست وگرنه ازدواج نمیکرد نذاشت ببینیم میتونیم بهم برسیم یانه سریع ازدواج کرد خیلی جالب بوداونوقت میگی باهاش حرف میزدی بخدا اگه تو هالیوود آشنا داشتم میفرستادمش اونجا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 20:1  توسط امیر  | 

گفتی از روز سفر

عشق است و آتش و خون
داغ است و درد دوری
کی می توان نگفتن
کی می توان صبوری
کی می توان نرفتن
گیرم پری نمانده
گیرم که سوختیم و خاکستری نمانده
با دوست عشق زیباست
با یار بی قراری
از دوست درد ماند و از یار یادگاری
گفتی از روز سفر
گفتم از من مگذر
مجنون
لیلا
رفتی بی بال و بی پر
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391ساعت 2:20  توسط امیر  | 

یه چیز یادم رفت بگم من داره کارم درست میشه برم آلمان برای فوق نمیدونم ولی دلم میخواد یه بار دیگه ببینمت از دور

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 1:28  توسط امیر  | 

شب قدر

نمیدونم امشب چه دعایی میکنی ولی مطمینم هیچوقت منو نخواستی و دعا نکردی برام


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 1:15  توسط امیر  | 

برگرد

دیشب یه خوابی دیدم خواب دیدم داشتم از دوستام کسایی که میشناسیم میپرسیدم ازت خبر دارن ازدواج کردی یا نه بعد خودت یه مرتبه اومدی گفتی ازدواج نکردی بعد گفتی میخوای باهم باشیم اونوقت ناز کردم یه مرتبه دیگه ندیدمت ومدام صدات میزدمو از خواب پریدم
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 23:35  توسط امیر  | 

برگرد

خیلی حرف نوشتم واست ولی نمیدونم چی شد ثبت نشد دلم خیلی برات تنگ شده خیلی چی می شد یه اتفاقی می افتاد دوباره بر میگشتی ازدواج نمیکردی یادته همیشه میگفتی ساعت برنارد میخوای من الان میفهمم چی میگفتی تو میدونستی میخوای بری از پیشم ولی من به این فکر میکردم که میتونم دوباره لحظه های شیرین رو واست تکرار کنم ولی دیگه تو نیستی کاش بر میگشتی 


برگرد

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 0:45  توسط امیر  | 

مانده بودی اگر نازنینم

اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا می رساندم
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها می کشاندم
اگر با تو بودم به شبهای غربت که تنها نبودم
اگر مانده بودی ز تو می نوشتم تو را می سرودم

مانده بودی اگر نازنینم
زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت

با تو این مرغک پرشکسته
مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش ز طوفان
مانده بودی اگر همسفر داشت

هستی ام را به آتش کشیدی
سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود
مانده بودی اگر می شنیدی

با تو دریا پر از دیدنی بود
شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران
در کنار تو بوسیدنی بود

بعد تو خشم دریا و ساحل
بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر موج دریا
تا ابد هم پر از دیدنی بود

با تو و عشق تو زنده بودم
بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی رو با تو
مانده بودی اگر می سرودم

مانده بودی اگر می سرودم



+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 22:14  توسط امیر  | 

تولد

سلام امیدوارم خوب و شاد باشی امروز روز تولدت هست ولی تو شناسنامه ۱۵ خرداد هست ولی بازم مبارک باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 8:18  توسط امیر  | 

چه خواب هایی

چه خوابایی برات دیدم

چه فکرایی برات داشتم

کسی رو حتی یه لحظه به جای تو نمیزاشتم

 تواین روزام نمیدونی با عشق توکجامیرم

 چه آسون دل به توبستم

 منی که سختگیرم

 به همه میخندی باهمه دست میدی

 دستتومیگیرم/ دستمو پس میدی

 اما دوست دارم اما دوست دارم

 پشت من بد میگی حرف مردم میشم

 دستشو میگیری عشق دوم میشم

 اما دوست دارم امادوست دارم

 چه خوابایی برات دیدم

 چه رنگی زدی دنیامو

توچشمای تومیدیدم تمام آرزوهامو

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 22:53  توسط امیر  | 

اسمم داره یادم میره


اسمم داره یادم میره چون تو صدام نمیکنی
حالا که عاشقت شدم تو اعتنا نمیکنی

دلتنگتر میشم ولی نشنیده میگیری منو
هنوز همه حال ِ تو رو از من فقط میپرسن و....

با اینکه با من نیستی .. دیوونه میشم از غمت
اصلا نمیخوام بشنوم که اشتبا گرفتمت

داشتن ِ تو کوتاه بود.. اما همونم کم نبود
گذشته بودم از همه ....هیچ کس به غیر تو نبود

حقیقت و میدونی و ازم دفاع نمیکنی...
کنار تو می میرم و تو اعتنا نمیکنی

مردم تو رو از چشم ِمن امشب تماشا میکنن
فردا غریبه ها منو پیشِ تو پیدا میکنن

کاش اتفاقی رد بشی از کوچه های دلخوری
به روم نیارم که چقد میخوام که از پیشم نری

هر بار با شنیدن صدای تو آروم شدم
حتی واسه ی رفتنت پیش ِ همه محکوم شدم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 22:33  توسط امیر  | 

چه خواب هایی

آهنگ چه خواب هایی با اسمم داره در میاد که شادمهر خونده رو به تو تقدیم میکنم که منو گذاشتی و رفتی شعرشو برات مینویسم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 12:21  توسط امیر  | 

روزهای آخر

باید از روزهای آخر میفهمیدم دیگه دوسم نداری دیگه خسته شدی ازم نمیدونم چرا شاید بخاطر اینکه خیلی اذیتت کردم ولی میدونی هیچوقت نمیخواستم یا اینکه مثلا میگفتی تنوع طلبی پس رفتی دنبال یکی دیگه نمیدونم دلیلش چی بود ولی روزای آخر بهم گفتی از خیلی چیزا خسته شدی روزای آخر بهم شک پیدا کرده بودی چون دیگه دوسم نداشتی فقط یه چیز رو نمیفهمم که چرا پس بهم نگفتی بخدا اگه میگفتی دیگه دوسم نداری برام راحت تر بود چرا گفتی خیلی دوسم داشتی وداری؟ چرا وقتی گفتم منتظرت میمونم چیزی نگفتی؟ ،نگفتی وقتتو تلف نکن برو دنبال زندگیت آخه چرا توکه منو نمیخواستی پس چرا گریه میکردی روز آخر؟؟؟؟؟؟؟روزای آخر میگفتی بهم نمیرسیم باور نمیکردم مثل اونایی که منتظر بودن همه چی تموم بشه .اما یه چیزه دیگه هم برام تعجبه آخه چرا هروقت خوابتو میبینم میگی ازدواج نکردم شاید بخاطره اینه که دوس ندارم ازدواج کنی ولی هردفعه که میای تو خوابم این حرف هست "من ازدواج نکردم" 

واقعا برای خودم متاسفم که ....... بهم میرسیم شک نکن.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مرداد 1391ساعت 2:21  توسط امیر  | 

به خودت باختم

بی خودی یه عمر واسه داشتن تو جنگیدم
کاشکی زودتر معنی سکوتو میفهمیدم
واسه تو هرکاری کردم اما نشناختمت
باید اقرار کنم به خودت باختمت
امروز که میگی عشقت بازی بود
هرچی که بوده صحنه سازی بود
بی خودی چشم به چشم تو دوختم
توی این خونه مهره ی سوختم
فکر نکردی به من و احساسم
تو میدونستی من چه حساسم
بدون حرکت بازیرو بردی
نمیدونی چی سرم اوردی

تو سکوت کردیو این واسه باختن بس بود
انگاری بازنده از قبل مشخص بود
به خودت باختمت از خودم جا موندم
آرزوها داشتم اما تنها موندم
تو سکوت کردیو این واسه باختن بس بود
انگاری بازنده از قبل مشخص بود
به خودت باختمت از خودم جا موندم
آرزوها داشتم اما تنها موندم


امروز که میگی عشقت بازی بود
هرچی که بوده صحنه سازی بود
بی خودی چشم به چشم تو دوختم
توی این خونه مهره ی سوختم
فکر نکردی به من و احساسم
تو میدونستی من چه حساسم
بدون حرکت بازیرو بردی
نمیدونی چی سرم اوردی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 21:24  توسط امیر  | 

انتخاب

عشق رویایی من این آهنگ روتقدیم به تو میکنم
 درگیر رویای توام
منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت
تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من
انگار بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من
چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم
تا با چشام خواهش کنم
درا رو بستم روت تا
احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی
انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری
اصرار من بی فایدست
هر کاری میکنه دلم
تا بغضمو پنهون کنه
چی میتونه فکر تو رو
از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بذار
یا که از عشقت کم نکن
تمام تو سهم منه
به کم قانعم نکن
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 0:14  توسط امیر  |